عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
418
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خواستن از آن گناه بى نياز مى سازد . 76 ربّ مواصلة خير منها القطيعة : بسا پيوند وصلتى كه بريدن بهتر از آن پيوند است . 77 ربّ موهبة خير منها الفجيعة : بسا بخشيدن كه درد و مصيبت بهتر از آنست . 78 ربّ كبير من ذنبك تستصغره : بسا از گناه بزرگت كه آن را كوچك مى شمارى ( در صورتى كه خيلى بزرگ است ) . 79 ربّ صغير من عملك تستكبره : بسا از كار كوچكت كه آن را بزرگ مى پندارى ( در صورتى كه بسيار ناچيز است ) . 80 ربّ يسيرا أنمى من كثير : بسا اندكى كه بيش از بسيار است . 81 ربّ صغير أحزم من كبير : بسا كوچكى كه از بزرگ دورانديش تر است . 82 ربّ معرفة أدّت إلى تضليل : بسا كمال و معرفتى كه كار را بسوى گمراهى كشد . 83 ربّ مواصلة أدّت إلى تثقيل : بسا وصلت و پيوندى كه كار را بسوى سر سنگينى و گرانى كشد . 84 ربّ أخ لم تلده أمّك : بسا برادرى كه مادرت او را نزائيده است ( بلكه در اثر خوش خوئيت برايت پيدا شده است ) . 85 ربّ علم أدّى الى مضلّتك : بسا دانشى كه تو را بسوى گمراهى مى كشاند ( همچون اغلب علوم امروزى از دايرهء اسلام خارجت مى سازد ) . 86 ربّ مملوك لا يستطاع فراقه : بسا بندهء ( وفادارى ) كه خداوندش تاب جدائيش را ندارد 87 ربّ فائت لا يدرك لحاقه : بسا گمگشتهء كه باز آوردنش را ادراك نتوان كرد ( همچون عمر و جوانى كه بازيافتنش محال است ) . 88 ربّ ناصح من الدّنيا عندك متّهم : بسا پند گويندهء از دنيا كه پيش تو گرفتار تهمت است ( در صورتى كه پند زمانه شنيدنى است ) . 89 ربّ مدّع للعلم ليس بعالم : بسا دعويدار دانشى كه دانشمند نيست . 90 ربّ صادق من خير الدّنيا عندك مكذّب بسا راست گوينده از خوبى دنيا كه نزد تو دروغگو است ( و حال اين كه او راست گو است و دنيا تجارتخانهء مردان خدا است ) . 91 ربّ محذور من الدّنيا عندك غير محتسب